بسم الله الرحمن الرحیم
شخصی در تاریکی شب ، به مسجد می رفت که زمین خورد ولباسش کثیف شد ، به خانه برگشت
ولباسش را عوض کرد و باز به سوی مسجد روانه شد .
دومرتبه زمین خورد و باز دوباره راهی خانه شد و مجددا لبا س عوض کرد و به سوی مسجد می رفت که
دید کسی در سر راه او ایستاده و چرا غ وروشنایی بدست دارد ، نزدیک شد وپرسید : " تو کیستی و
به چه سبب چراغ در دست داری ؟!
گفت : من شیطانم ! واین چراغ را برای تو گرفته ام تا جلوی راهت را ببینی و بار دیگر زمین نخوری !!
چون در مرتبه ی اول که زمین خوردی وبه سوی مسجد حرکت کردی ، خداوند متعا ل تمام گناهانت را بخشید .
در مرتبه ی دوم که زمین خوردی ، خدا وند تمام گناهان تو و خانواده ات را بخشید ،
حال من برای تو چراغ وروشنایی گرفتم ، چون دیدم اگر به این گونه پیش رود
و تو باز زمین بخوری و دوباره برگردی ، ترسیدم این بار خداوند تمام گناهان شهرتو را ببخشد .
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:


















